آلفاباکس


دلم تنگ شده

دلم برای کارهایی که وقت با هم بودمان نکردم تنگ شده... خیلی تنگ!

دلم برام آن بوسه هایی که بر گونه ی یخ زده ی سرخ قشنگت در آن عصر زمستانی نزدم تنگ شده!

دلم برای نَفِشُردن دستت در دستانم وقتی کنارت زیر آن کاج بلند نشسته بودم تنگ شده! 

دلم برای بغل نکردنت وقتی کادوی روز مرد را به من دادی تنگ شده!

دلم برای نوازش نکردن آن موهای خرمایی ات که تازه رنگشان کرده بودی تنگ شده! 


هیچ وقت فکرش را نمی کردم دلم اینقدر برای کارهای نکرده ام تنگ شود که گلویم را هم تنگ کند و چشمانم را. . .  


و ببارد اشک دلتنگی ام!


منبع این نوشته : منبع